|
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند...واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
|
|
سلام خدا بر امام زمان . سلام خدا بر تو که چشمان ما هر رو در جستجوی وجود نازنین شماست و عجب که هرچه میگردیم از تو دو تر میشویم. هرروز سخت تر از روز قبل و دشوار تر این که هر جمعه منتظرت می ایستیم تا بیایی. بیا بیا ... تو را به چشمان منتظران قسم بیا دیگر توانی برایمان نمانده . نگاهم کن اقای من ...... امام ما جان عالمی به فدای تو بیا و این درد دوری و فراق را به وصال مبدل کن .گیس هایم را ببین تمامشان سفید شده و عمرم به نیمه رسیده وقلبم شکسته و هر صبح به امید دیدن روی ماهت چشم باز میکنم تا شاید امروز رخ عیان کنی . سلام و صلوات خدا و فرشتگانش بر تو ای منتقم خون حسین علیه السلام. بیا که ماه رجب هم کم کم دارد رخ عیان میکند و فرشتگان خدا خود را برای ندای این الرجبیون اماده میکنند. بیا که تمام جهان منتظر توست منتظر امدنت و محقق شدن وعده الهی بیا بیا که همه عالم یکصدا تو را میخواند و هر کس در هر سرزمینی و با هر ایین و مذهب و باوری انتظار منجی را میکشد ...فقط بیا .چشمهایمان سیلاب اشک شده و فراوانی مشکلات دارد ایمانمان را قبضه میکند تا شاید بتواند باور تو را از ما بگیرد چه سخت و طاقت فرساست اگر این باور راهم زمانه از ما بگیرد و دیگر تمام ارزو هایمان غرق در اب میشود اگر ..... خدایا خداوندا تو صبرت زیاد است ومن عمرم محدود وان ناقابل جانم هم در ید قدرت لایتناهی تو هست وبس. یا عمرم را بگیر ویا صبرم را زیاد کن تا من هم جزیی از این انبوه منتظران باشم. راستی خدای من تو خودت هم که جز منتظرانی .... مراهم در صف کسانی قرار ده که از منتظران واقعی مهدی عجل الله و تعالی فرجه الشریف هستند . جانم به فدایت پدر و مادرم به فدایت نظری بر من کمترین کن تا من هم زمره کسانی باشم که تو از انها راضی هستی .....برایمان دعاکن تا ثابت قدم بمانیم و عنایتی و نظری بر وجود گنهکارمان کن تا پاکی نگاهت و زیبایی صدایت ارامش جان و روحمان باشدو ذوب کند تمام ناپکیهایمان را تمام زشتی های درونمان را ... از تو نگاهی و از من اهی یابن الحسن برایمان دعاکن که ما بیشتر به دعای تو احتیاجمان هست تا تو به دعای ناقابل ما وماییم که با خواندن دعای فرج در میان دوستان شما برای خودمان جا باز میکنیم و ارزشمند میشویم. این یاد داشت ناقابل تقدیم به ساحت مقدست که روشنی بخش جان و روح متولد ماه مهر است . امید که در این انبوه انسانها چشمانمان به دیدار روی ماهت روشن شود ومن یقین دارم که اگر تو بخواهی میشود. خداوندا کنی امشب نگاهم کنی پاکم از این زندان و راهم تو روشن کن چراغ این دلم را نگاهـــم را دلــــم را دیده ام را به دیدارش مزین کن شبم را که تا روشن کند چشم ترم را بیا یک دم نظر کن یابن طاها بیا ای آخرین فرزند زهـــــــــرا
سال ها پیش مرد مومن هنگامی که از سرکار برمی گشت وداشت وارد خانه اش میشد صدایی به گوشش رسید:ببخشید با شما کار داشتم ! وقتی مرد نگاه کرد دید مرد نفت فروش محله شان است. او دبه های نفت را داخل گاری میگذاشت ودر کوچه ها میچرخید وداد میزد: (نفتیه نفتی) مرد گفت چه کار داری ؟ مرد نفت فروش گفت میدانید که ۲۰ روز است عوض شده اید!!! مرد با تعجب گفت چطور مگه ؟ طوری شده! نفت فروش گفت :چون ۲۰روز است وقتی سلام میکنم جواب خوبی به من نمیدهید .چون قبل از این حالم را میپرسیدی از همسر و فرزندانم خبر میگرفتی ؟ می خندیدی! مرد باز گفت : خوب چطور مگه؟ مرد نفت فروش گفت :بیست روز است که شرکت گاز آمده و گاز منزل شما را وصل کرده است! مرد گفت خوب! ونفت فروش ادامه داد :((می دانستید سلام شما بوی نفت میدهد؟ لابد وقتی به نانوایی و قصابی هم میروید سلامتان بوی نان و گوشت میدهد ؟)) مرد خجالت زده داخل خانه شد و با خودش درباره اعمال و رفتارش بادیگران و عبادتهایش با خدا فکر کرد. حالا سوال این هست ؟آیا اعمال و رفتار ما با بندگان خدا چه بویی داره ؟ رنگ و بوش خداییه یا از سر هوس و ترحم و رسیدن به.....؟ یا اصلا با خدا که مارو آفریده چطور بیایم باهم فکر کنیم باهم بنام خدا بعضی از مردم مثل توت اند:بااندک تکانی بدون هیچ مقاومت زود میافتند. بعضی دیگر مثل انارند:باتکان دادن نمی افتندوباید جلو رفت وآنها رابا دست چید. بعضی دیگر مثل گردو هستند:دم دست نیستندوباتکان دادن نمی افتندباید باچوب توی سرشان زد تا بیفتند. بعضی دیگر مثل نارگیل هستند:نه با تکان دادن می افتند و نه با چوب زدن سرسخت تر از این حرفها هستند! حال با خوندن این مطلب شما دوست دارید شبیه کدوم از این درختها باشید؟ اگر ازمن سوال کنید میگم باید شبیه نارگیل بشم.چون دوست دارم مثل میوه این درخت تو زندگی سفت باشم ودلم شبیه درون میوه سفیدو روشن باشه.
عده ای از مهندسین روسی که مسیحی بودند برای راه اندازی ذوب آهن اصفهان به ایران آمده بودند.تعدادی از ایرانی ها هم که مسلمان بودند به عنوان کارگرو پرسنل خدماتی با آنها کار می کردند.ولی مسئولیت اصلی به عهده ی مهندسین روسی بود. تعدادی از ایرانی ها ظهر که میشد.برا نماز کار را تعطیل میکردند.این عمل آنها باعث شد که مهندسین روسی آنها را تهدید کند.که بابت مدتی که کار تعطیل میکنند.مقداری از حقوقشان را کسر خواهند کرد.این عده دو گروه شدند.گروهی از این پس از نماز اول وقت چشم پوشی کردند و به کار ادامه دادند و گروه دوم بر سر عقیده خود پافشاری نمودند و نماز اول وقت را به کار ترجیح دادند.ولو اینکه مقداری از حقوق آنها کسر گردد. در پایان ماه قضیه عکس شد و کسانی که در نماز اول وقت شرکت کرده بودند.حقوق کامل گرفتند و افرادی که در نماز اول وقت شرکت نمیکردند.از حقوق انها مقداری کسر گردید.وقتی علت آن را سوال کردند.مهندسین روسی گفتند چون متوجه شدیم کارگرانی که نماز اول وقت میخوانند در کارشان نیز تعهد بیشتری دارند.و کار را به خوبی انجام میدهند.و وجدان کاری بالایی دارند.در حالی که کسانی که به نماز که فرضیه ی دینی آنهاست بی اعتنایی کردند به همان طریق نیز در کارشان سهل انگاری می کردند.
اولین پست به احترام ولی نعمت ما ایرانیها
|